کُفر

«چرا کفر میگویی؟ اینها که داری میگویی هذیان است! مرا بگو که با شما کافرها نشستم و دارم اینجا کار میکنم!»… این آقای همکارمان است، همکار همیشگی که نه، خدا نکند، چند وقتی مجبوریم تحملش کنیم. از آن مذهبی هایی است که داخل خشک کن گذاشته اند و حسابی آبش را گرفته اند، ما بهشان میگوئیم خشکه مذهبی! از آنها که شاید همبستر شدن با همسرشرعیش را هم با اکراه انجام می دهد یا شاید هم نمی دهد! از آنها که مغزش را با شامپو که نه، چه عرض کنم، با وایتکس کاملا شستشو داده اند، آنهم نه این وایتکس های سوسولی جدید که خودشان بیشتر لک می کنند، وایتکس های پدربابایی را میگویم. 

طوطی، پرنده زیبائیست. ارزش نگاه کردن که نه، ارزش تماشا کردن هم دارد. ایشان هم کم از طوطی ندارند؛البته با آنهمه ریش و پشمی که برای خودش محیّا کرده ارزش دیدن هم ندارد، چه برسد به تماشا کردن یا حتی نگاه کردن! شباهتش با طوطی، اول دماغش است و دوم تقلیدش! مغزش کپک زده و از کار افتاده، در همان اصول دینی هم که پیامبرش گفته تقلید در آنها جایز نیست، عینهو همان طوطی رفتار میکند!

مگر نه اینست که آنچیزی که امروز به عنوان انسان شناخته می شود، موجودی است که در ظاهر دو دست دارد و دو پا و دو چشم و دو گوش و  یک بینی و یک دهان؟ اصل کاری را هم فراموش نکردم: یک چیز دیگر هم نصف جمعیت انسانها دارند که چون نخواستم تهمت مرد سالاری بهمان بخورد، ترجیح دادم نگویم!…مگر نه اینست که هرکس نقصی در این اعضا داشته باشد، معلول خوانده میشود؟ اگر از ابتدا انسان به گونه ای دیگر خلق میشد، ما به آن نوع دیگرش هم، مطمئنا عقرب نمیگفتیم و همان  انسان صدایش میکردیم! مثلا اگر چهار دست داشتیم، همه به همان چهاردست عادت میکردیم و الان اگر کسی فقط دو دست داشت، او را معلول می خواندیم! فکرش را بکنید، با چهار دست چه کارها که نمیتوانستیم بکنیم! با دو دست اول تایپ میکردیم، با دست سوم چایی میخوردیم و با دست چهارممان هم دماغمان را انگشت میکردیم، یا شاید هم اگر حسی بود، لُپ کشی میکردیم…

این آقا ادعا میکند که انسان به کاملترین شکل ممکن آفریده شده! «ممکن» را برای که میگوید، نمیدانم؟ برای خدا؟ همانی که ادعا میکنیم «غیرممکن» در قاموسش راه ندارد؟! فکرش را بکنید: اگر انسانها یک چشمشان در جلو بود و چشم دیگرشان در پشت کاملتر نبود؟ حداقلش این بود که دشمن نمی توانست در جنگها از پشت به کسی حمله کند! یا حداقلش در کهریزک که نه -آنجا آدم مجبور است؛ میفهمی؟ مجبور! هزار چشم هم داشته باشی، کفایت نمیکند-  در هنگام عبور از قزوین دیگر خیالت جمع جمع بود!

یا اصلا چرا راه دور میرویم، خدا که میتوانست؛ انسان را به گونه ای خلق میکرد تا اصلا خوردن در کار نباشد، در آنصورت دیگر نیازی به مستراح هم نبود، نیازی هم نبود ما قانون بقای انرژی را داشته باشیم، اصلا چه میدانم، میگفتند قانون بقای نسل: «انسان میمیرد، ولی انسان دیگری جایش را میگیرد. تعداد انسانهای روی زمین، هیچوقت تغییر نمیکند!» یا «انسان زنده است تا فقط بکند و بدهد و بچه بسازد!» الان برایتان خنده دار است و میگوئید چه بی هدف؛ ولی اگر واقعا همانطور میشد، باز همین را میگفتید؟ مثلا الان که هم میخوریم و هم میکنیم و هم میدهیم و هم بچه میسازیم، خیلی زندگیمان هدف دار است؟

پی نوشت 1: اصول دین، توحید است و نبوت است و معاد، به علاوه امامت و عدالت. میگویند هرکس خودش باید به اینها برسد و تقلید در آنها جایز نیست. چهارتای اولش هیچ، فرض میکنیم رسیدیم؛ پنجمیش را هیچ رقمه نمیتوانم برسم! اینکه یکی محتاج نان شبش باشد و بچه هایش گرسنه باشند و دیگری BMW سیصد میلیونی سوار باشد، کجایش عدالت است؟!

پی نوشت 2: خلاصه، ما که هنوز هم نفهمیدیم هدف از آفرینش انسان چه بود! شاید به نظر شما دارم کفر میگویم، ولی نفهمیدیم دیگر؛ زور که نیست. اگر شما فهمیدی، ما را نیز بفهمان! اگر بر طبق کتابها، هدف رسیدن انسان به رضایت خداست،  مثل آن میماند که بگوئیم فلانی آن بادبادک را چرا درست کرد، بعد جواب بدهیم به این خاطر که بادبادک به هوا برسد! خب، عزیز من، اگر بادبادکی نمیساختیم، اصلا بادبادکی وجود نداشت تا خواسته اش به هوا رسیدن باشد! بادبادک را بسازیم، بعد بگوئیم ما که به آن احتیاجی نداشتیم، به خاطر خودش ساختیم تا به اوج آسمان برسد! تا به رضایت ما برسد؟!! بزرگترین لطف خدا می توانست این باشد که اصلا انسانی خلق نکند…

بعد نوشت: اینا رو که گفتم اصلا به اون معنی نیست که من حتما خدا رو مقصر می دونم!!! شاید هم مشکل از خود منه که نمیتونم بفهمم! شاید باید بیشتر مطالعه کنم! شاید من خرم! و باید بیشتر به انسانیت نزدیک بشم! شاید…

29 پاسخ به “کُفر”

  1. وارش می‌گوید:

    ببين وقتي انسانها رو خدا آفريده !!! خدا مست بود .بعدش هدف از خلقت ما ميدوني چي بود؟ اين بود كه خدا هنر نمايي كنه ما رو هم به عذاب انداخت.. خدا بدترين هنرنماييش وقتي بود كه ملا آفريد و بعدش ا.ن آفريد !!! مگه ما ميمونيم بريم از كسي تقليد كنيم !!!‌تقليد كار ميمون ها هست !!عرعری: هنر نمایی برای کی؟ برای مخلوقش؟ مثل همون مثال، بادبادک بسازی تا بهش بفهمونی میتونی بسازیش؟!!!

  2. نکته دان می‌گوید:

    سلامعدالت و امامت از اصول مذهب هستند و شیعهاما عدالت بر میگردد به معاد که عین عدالت استچونکه هر کس را به سزای اعمال خودش میرسانند میخواهد فقیر گناهکار باشد یا ثروتمند نیکوکار یا بلعکس و این یعنی عدالت.در مورد فلسفه آفرینش انسان هم توصیه میکنم به همان عرفان بهجت که مورد علاقه شماست رجوع فرمایید.عرعری: حتما مطالعه اش خواهم کرد.فکر نکنم اینگونه باشد که صفت عادل فقط برای معاد باش؛چرا که در این صورت، خود معاد میتوانست مفهوم را برساند. در توضیح عدل در آفرینش آمده: «خداوند، هر موجودي را چنان كه بايد و شايد آفريده و آنچه شايسته اش بوده است، به او داده است». مقدري كه به گِل، نكهت و به گُل جان دادبه هر كه هر چه سزا ديد حكمتش، آن داداستاد مطهری هم میگوید: «منظور از عادل بودن خدا اين است كه استحقاق و شايستگی هيچ موجودی را مهمل نمی‏گذارد و به هر كس هر چه را استحقاق دارد می‏دهد»این شایستگی را چه کسی تعیین کرده؟ دو بادبادک بسازم، یکی بزرگ و دیگری کوچک، بعد بگویم «این بزرگتره شایسته تر بود که بزرگ ساختمش»؟!!بگذریم، نمیخواستم اینقدر وارد فلسفه شویم.

  3. وارش می‌گوید:

    هنرنمايي واسه خودش چون منكه مخلوقشم اگر بخواد با براي من هنرنمايي كه خودش رو زير سوال مي بره !!!… عرعری: با کامنت قبلیت یاد این شعری افتادم که هُمای خونده:»آن عاشق دیوانه که این خمار مستی را ساختمعشوق و شراب و مِی پرستی را ساختبی شک قدحی شراب نوشید و از آنسرمست شد این جهان هستی را ساخت»

  4. سعید می‌گوید:

    1- خدا انسانها را زوج آفرید تا با یکدیگر انس بگیرند و ازدواج کنند و حد اقل تا همون چهار پنج سال اول هزار تا مشکل بریزه سرشون و 24 ساعته در حال حل مشکلاتشون باشن تا انقدر به خدا گیر ندن که چرا ما رو آفریدی و هزار تا چرای دیگه نگن. مثل اینکه این روش خیلی وقته نخ نما شده و دیگه خیلی خوب جواب نمیده!2- سوال1: آیا X کاملترین حد آفرینش انسان است؟ جواب: بله / خیر سوال2: در این حالت خدا قادر به آفرینش کامل تر از آن نیست؟ اگر هست که آفرینش اول کامل نبوده و این ضعف خدا را میرساند و اگر نیست که همین نتوانستن ضعف خدا را می رساند. پاسخ: عرعری جان این که سفسطه هست. چون شرط سوال اول شما «کاملترین» بود و بعد از اون نمیتونی تو سوال دوم شرط سوال اول رو نقض کنی و پای «کامل تر از کاملترین» رو وسط بکشی. پ.ن: اگه قرار بود بفهمی که چرا آفریده شدی که میشدی خدا. اگه واقعا آفرینش ما اتفاقی نبوده و خدایی داشته باشه واقعا که این خدا با آفرینشمون بد جوری گذاشته تو پاچمون! غلط نکنم حالا اون بالا با فرشته ها دور هم نشستن و تخمه میشکونن و به کار ما میخندنعرعری: من کی سوال اول رو پرسیدم؟ من از همان اول هم گفتم کامل نیست و می تواند کاملتر باشد! برایش چند مثال هم زدم! ولی این را هم قبول ندارم که چون کامل خلق نکرده، پس خودش هم کامل نیست! میتوانست کاملتر باشد، ولی نخواست!سفسطه گر رو هم نفهمیدم چرا به من گفتی!

  5. نکته دان می‌گوید:

    منظور من عدالت کلی و تام بودبه قول شما وارد فلسفه و جزئیات نشدم.در فلسفه خلقت منظورم عرفان و شناخت کلی از آیت الله بهجت بود یه طورایی خودتون باید با مطالعه آثارش بهش برسید.عرعری: من منظورم شما نبود! خودم رو گفتم که یکم از موضوعات وبلاگم منحرف شدم.

  6. rexaniar می‌گوید:

    موضوع انشا : الاغ ها ایستاده میمیرندبدو بیا مخصوص خود خرتهشوخی بود هاااعرعری: ممنون! جالب بود. تو پیوندهای روزانه لینک شد.

  7. آقای رگبار می‌گوید:

    آخه عرعری جان نمی گی اگه آدم پشتش هم چشم داشت و رفته بود کهریزک هم فشار جسمی باید تحمل م یکرد و هم فشار روحی؟!!!راستش هدف از آفرینش سوال خیلی سختیه . خیلی سخت . شاید به تعداد مکاتب براش جواب هست . اما اگه یه کمی دورتز شیم من بهت م یگم که این مشکلاتی که هست . بی حکمت نیستند . فلسفه ساختن و رشد شخصیت انسان رو دارندعرعری: این یکی رو راست گفتی! اه اه اه

  8. لوکی می‌گوید:

    عرعری جان در مورد این بحثی کرده ای خیلی سنگین است. من می توانم راهنماییت کنم تا به جوابت برسی ولی با کامنت و این حرفا نمیشه. یه منبع بهت معرفی میکنم اگه تونستی گیر بیاری که جواب سوالتو یا بهتر بگم سوالاتتو پیدا می کنی و گر نه بگو من برات میفرستمش… سه جلدی «دروس معرفت نفس» از آیت الله حسن حسن زاده آملی اگه نتونستی پیداشون کنی باهام تماس بگیر… جواب سوالتو حتما پیدا می کنی… من چرا بی خبر از خویشتنممن کیم تا که بگویم که منم من بدینجا ز چه رو آمده ام کیست تا کو بنماید وطنم آخر الامر کجا خواهم شدچیست مرگ من و قبر و کفنم باز از خویشتن اندر عجبمچیست این الفت جانم به تنم گاه بینم که در این دار وجود با همه همدمم و همسخنم گاه انسانم و گه حیوانم گاه افرشته و گه اهرمنم گاه افسرده چو بوتیمارم گاه چون طوطی شکر سخنم گاه چون با قلم اندر گنگی گاه سحبان فصیح زمنم گاه صد بار فروتر ز خزف گاه پیرایه در عدنم گاه در چینم و در ماچینم گاه در ملک ختاوختنم گاه بنشسته سر کوه بلند گاه در دامن دشت و دمنم گاه چون جغدک ویرانه نشینگاه چون بلبل مست چمنم گاه در نکبت خود غوطه ورم گاه بینم حسن اندر حسنمعرعری: ممنون لوکی جان. اگه پیدا نشد، خبرت میکنم.

  9. Miss o0o0o0om می‌گوید:

    اقا جان چرا کفر می گیییییییی….دی:!والا چه عرض کنم…. چی بگم….!عرعری: هیچی! من خودمم موندم چی بگم!

  10. فرشته می‌گوید:

    نیدونم حالم بهم میخوره از هرچی ادم خشکه مذهبه که بقیه رو هم دین زده میکننعرعری: اعتقاد داشتن به هر مساله ای، بدون فکر و صرفا تقلید، مطمئنا حال به هم زنه!

  11. لیدی مارمالاد می‌گوید:

    یه عمره دارم با شونصد نفر سر همین موضوع بحث میکنم نه من قانع شدم نه اونا!!!منم هر چی فسفر سوزاندم نفهمیدم از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟؟؟!!!عرعری: لیدی جان، به نتیجه رسیدی، ما رو هم بی نصیب نذار.

  12. آرام می‌گوید:

    فکر کنید لیوان پر از آبی رو وارونه نگه داشتین.شما انتظار دارین آب بریزه.اگر نریزه چه فکری می کنید؟به جاذبه ی اون محل شک می کنید. جاذبه ی زمین محتاج ریختن آب نیست.اما این اثر مستقیمشه و اگر رخ نده به وجود جاذبه شک می کنیم.چون ذاتش باید این اثر رو داشته باشه.یکی از صفات ذات خدا هم خلاقیته.اگر خدا خلق نمی کرد به وجودش شک می شد چون صفت ذاتیش زیر سوال می رفت.عرعری: زیر سوال می رفت؟ شک می شد؟ توسط کی؟!!!

  13. آرام می‌گوید:

    در مورد عدالت هم اگر به دنیای دیگه اعتقاد داشته باشیم مشکلی وجود نداره.می دونم که آدم دوست نداره نقد و ول کنه و نسیه بگیره اما خدا بهرشم حساب می کنه!!قضیه ی مصلحت و اینها هم که هست.تو بینش دبیرستان داشتیم که نسبت انسان به هستی مثل ماهی به دریاست.انسان جزئی از کل هست و نمی تونه به کل احاطه داشته باشه.پس نمی شه گفت چون من ماشین فلان ندارم و بابام مرد و مریضم و فلان و بهمان پس خدا عادل نیست.چون ما مصلحت خیلی چیزها رو نمی دونیم.عرعری: کاش منم بتونم اینطوری خودمو قانع کنم. البته من هم نمیگم مشکل از خداست! منم میگم مشکل از منه که نمیتونم بفهمم!

  14. آرام می‌گوید:

    ببخشید حرفام خیلی طولانی شد!!من اصلاً در این زمینه متخصص و حتی دانشجو نیستم ازینرو!!اگر زیاد خوب منظورم رو نرسوندم معذرت می خوام.عرعری: بععععله، خوب شد متخصص نشدی ها!!!

  15. آرام می‌گوید:

    هه هه هه هه!!تقصیر منه که 3 بار اینارو تایپ کردم!!!به هر حال ما مکلف به وظیفه ایم!!!عرعری: نه بابا، حالا چرا تقصیر تو؟ اصن تقصیر من! وا…

  16. وارش می‌گوید:

    ديدي فقط من نگفتم خدا مست بود جهان رو ساخت !!! من دختر خالشونم همه روميدونم دختر خاله خدا !!!!عرعری: دخترخاله، پس یکم سفارش ما رو به پسر/دختر خاله ت بکن!

  17. سعید می‌گوید:

    آقا انگار سر شما هم مثل من واسه یه بحث طولانی و بی فایده درد میکنه.بدون دونستن کامل ساختار بدن نمیشه در مورد کامل بودن یا نبودنش نظر داد.اما اشکالاتی که مثالهات داشت رو از نظر خودم واست مینویسم.نکته: طبیعت همیشه با کمترین مصرف انژی و بالاترین کارایی کار میکنه. کمال و زیبایی طبیعت هم تو رعایت همین اصلشه. 1- اگه چهار تا دست داشتیم. برای بلند کردن یه لیوان آب باید 1.5 برابر انرژییی که در حال حاضر مصرف میکنیم رو مصرف می کردیم. در ضمن مغزمون هم باید سه برابر فعالیت انجام میداد و لازم به گفتن نیست که به خاطر همین باید حجمش بزرگتر میشد و برای محافظت از این حجم بزرگتر باید جمجمه ی بزگتر و ضخیم تری میداشتیم. این اضافه وزنی که تو بدن ایجاد شده بود باعث میشد فشار بیشتری روی پاها بیاد و در نتیجه ما میبایست پاهای درشت تر اما کوتاه تری میداشتیم که همین موضوع باعث میشد اولا تحرک پاها کم بشه و دوما حفظ تعادلمون تو حالت ایستاده کمتر بشه و تغییرات زیادی دیگه ای که باید تو قلب و تمام اعضای دیگه ی انسان پیش میومد. مسلما اگه ما اونطوری بودیم به همون شرایط هم عادت میکردیم اما شمای عرعری با چها تا دست و دو تا پای کوتاه و کم تحرک و زمخت باز ایراد میگرفتید که چرا به جای چهار تا دست، دو تا دست و در عوض دو تا پای بلند و چالاک نداشتم.عرعری: اینایی که گفتی با منطق علم تجربی بشره که بر اساس مخلوقات حاضر استباط شده! یعنی میخوای بگی خدا نمیتونست طوری خلق کنه که با چهار دست، همین مقدار انرژی استفاده بشه؟ یا اصلن انرژی استفاده نشه؟ یا قلب همینطوری باشه؟!!! یا …

  18. سعید می‌گوید:

    2- برای تشخیص مسافت و دیدن سه بعدی اشیا ما نیاز به دو چشم داریم که از دو زاویه ی نزدیک به هم اما نه مثل هم به منظره نگاه کنن. ژس اگه قرار بود چشمی تو پشت سرمون داشته باشیم باید حد اقل یک جفت چشم پشت سرمون میداشتیم و یک جفت جولو. یعنی 4 تا چشم. با توجه به این موضوع که فرایند دیدن یکی از پیچیده ترین فرایند هایی هست که بدن انجام میده اضافه شدن 2 تا چشم به معنی فعالیت بسیار بالا تر مغز هست که مسلما برای این فعالیت بیشتر نیاز به مغز بزرگتر و جمجمه ی بزرگتر و ضخیم تر و سنگین تر داشتیم. البته در اون صورت سر زیاد بزرگ میشد و در اون صورت سر باید مستقیما روی تنه قرار میگرفت و چون گردن تحمل اون وزن رو نداشت. نکته ی دیگه اینکه مخافظت از این چشمها سخت تر میشد. اما به جای صرف این هزینه بالا و مصرف انرژِی بالا گردن قابلیت چرخیدن پیدا کرده. همون اصل اول که گفتیم. مصرف کمترین انرژی.عرعری: به همون جواب قبلی رجوع شود! قانون استباطی رو بسط نده به قدرت خدا!

  19. سعید می‌گوید:

    3- غذا خوردن در کار نباشهاین سیستمی که گفتی بازه و خودکفا نیست. زیبایی آدم آهنیی که که میتونی صحبت کنه و راه بره و کارهای یه انسان طبیعی رو انجام بده بیشتر از آدم آهنیی هست که همه این کارها رو به وسیله ی دستور یه اپراتور انجام میده.سیستمی که حالا داریم انرژیشو از خودش میگیریم و بعد تبدیل به چندین انژی دیگه میکنیم و نهایتا به خودش باز میگردونیم. لزومی نداره که خدا از خارج مدام بهمون انرژی بده.عرعری: این زیبایی رو الان ]چون به اینصورت هستی، میتونی حس کنی؛ اگه از اول اونطوری بودی، زیبایی رو در همون میدیدی و این سیستم حاضر رو زشت! اونوقت میگفتی چه معنی داره که آدم بخوره تا بتونه کار کنه!!!

  20. سعید می‌گوید:

    نکته ی کنکوری: ما میتونیم فرض کنیم که اگر دنیا اونطوری بود که گفتی پس متناسب با همون دنیا قوانینی وجود میداشت که اون کارها منطقی می بود. چون ما تو این دنیا هستیم اون کارها به نظرمون نازیبا میان اگر از اول تو همچون دنیایی بودیم اون کارها به نظرمون زیبا میرسی.با فرضی که اول گفتم نتیجه ای که آخر بهش رسیدم درسته اما هرگز نمیتونم با فرض اول به این نتیجه برسم که دنیای ما ناقصه! چون در فرض اول گفتیم «اگر» همچین دنیایی وجود میداشت «متناسب با اون دنیا»… پس با این فرض که اول این نظر مطح شد نمشه در باره ی دنیایی که الان توش زندگی میکنیم قضاوت کرد.عرعری: این نظرت رو تا حدودی قبول دارم. در واقع پاراگراف اول، تمام حرفه منه! منم نگفتم دنیامون ناقصه، ولی گفتم با این جمله مخالفم که گفته بشه این کاملترین خلقت «ممکن» بود.

  21. سعید می‌گوید:

    اما جواب جواب نظر اولم: «نخواستن» خلق کمال در امر خلق بخله که این خودش متناقض کمال مطلق هست. وقتی از موجودی با کمال مطلق صحبت میکنیم هیچ امر ناقصی رو نمیتونیم بهش نسبت بدیم.عرعری: یعنی میخوای بگی خدا «نمیتونست» کاملتر خلق کنه دیگه؟!! اگه میتونست چون بخیل نیست، میکرد! بعد میگی داری سفسطه میکنی!!!

  22. سعید می‌گوید:

    اگه اشکالی نداره همین جا بحث کنیم. اگه جا کم آوردیم. میریم سراغ نامه نگاریبزار رو تعریفه یه سری واژه ها به توافق کنیم وگرنه به تکرار مرسیم.ببین با این تعریف ها موافقی:خدا: موجودی که کامل مطلقه هر کاری رو به خاطر علم و حکمت و … مطلقش انجام میده نه به این خاطر که دلش خواسته.کمال مطلق: کمال غیر نسبی، کمالی که در هر شرایطی یکسانه و بهترینه. به عبارتی کمالی که همه چیز با اون سنجیده میشه و اون رو با چیزی نمیسنجن.سفسطه: فرض نادرست اما نتیجه گیری منطقی بر اساس اون فرض .اگر با تعریف این واژه ها به این صورت موافقی لطفا یک بار دیگه به نظر آخرم نگاه کن و بگو دقیقا تو کدوم قسمتش سفسطه کردم و نتیجه گیریم خلاف فرض اولیم بود.عرعری: من به شما نگفتم که سفسطه میکنی! از اونجا که شما یه بار اینو بهم گفته بودی، در پایان جواب قبلیم نوشتم تا دوباره نگی! گفتم شاید باز احساس کنی که من میخوام سفسطه کنم، ولی مطمئن باش قصد من این نیست. شاید اشتباها نتیجه گیری کنم، ولی مطمئن باش عمدی نیست.اگر هم ازت خواستم با ایمیل ادامه بدیم، به این دلیل بود که فکر نمیکردم با نوشتن اون متن، اینقدر بحث شکل بگیره. چون موضوع و محتوای این وبلاگ یه چیز دیگه ست. حالا هرجور که فکر میکنی بهتره، همونطور عمل کن. شاید روشن شدم. من در خدمتم…ضمنا من با اینکه گفتی نخواستن خدا بخله، اصلا موافق نیستم! چون خدا مثلا نخواست همه آدما مث هم باشن، ره عده فقیر شدن، یه عده غنی! یا خدا فقط خواست یه عده خاصی پیامبر بشن و باقی امت! اینو بهتره اسمشو بذاریم حکمت تا بخل!

  23. نیک فور یو می‌گوید:

    سلام دوست خوبم وبلاگ «نیکوترین ها برای شما» آپدیت شد.شما رو دعوت می کنم به دیدن مطلب:این اندیشه ماست که زندگی ما را می سازد – داستان ثروت واقعیاگر مایل بودید، خوشحال می شم که وب منو با نام «نیکوترین ها برای شما» و آدرس «nik4u.blogfa.com» لینک کنید. موفق و شاد باشید.خدانگهدار عرعری: حالا همه ی این نیکوترین ها مال منه فقط؟!!!

  24. سعید می‌گوید:

    پس اگر حکمته یعنی ما در بهترین شکلی که می تونستیم خلق شدیم. یعنی مسلما میشد سلاح لیزری تو چشممون کار گذاشته بشه تا هر دشمنی رو دود کنیم هوا اما در اون صورت چیزه دیگه ازمون کم میشد که که ما رو ناقص میکرد. پس باز برمیگردیم به خونه ی اول. خدا به خاطر دلش به جای 4 تا دست 2 تا دست بهمون نداده. حکمت و علم و قدرت … مطقش بوده که باعث شده ما دو تا دست داشته باشیم. اگه بحث اینه که حکمتش چی بوده؟ فقط خدا میتونه 100% درست به این سوال جواب بده چون اونه که همه چیز رو میدونه. اما اگه بگیم انسان میتونست بهتر و کاملتر از این خلق بشه، پس به با تعریفی که از خدا داشتیم، این از خدایی خدا به دوره.عرعری: سعید جان، من دقیقا منظورم همین بود. من تو مطلبم بیشتر میخواستم اینو برسونم که اگه یکی یه سوال دینی داره، به جای اینکه بهش تهمت کفر بزنیم، بهتره باهاش بحث کنیم تا به نتیجه برسه، نه اینکه چون خودمون فقط از روی تقلید قبولش داریم، به باقی هم بقبولونیم که باس تقلید کندد!در مورد بحث: دو تا مفهوم هست که میشه همه چیز رو باهاش توجیه کرد و با همین دو مفهوم سالهاست که دهان همه ما رو بستن: یکی اینکه علم ما ناقصه و نمیتونیم در مورد چیزی که علمی در موردش نداریم نظر بدیم. دوم اینکه حکمت این بوده!در مورد مثالهایی که زدم هم نخواستم بگم که اگه انسان اونطوری خلق میشد، حتما بهتر بود، فقط خواستم بگم انسان اگه خدا می خواست میتونست کاملتر خلق بشه. اینکه گفتی اگه یه چیز بهمون اضافه میکرد، یه چیزی باس کم میشد، اینا میشه محدودیت! این محدودیتها واسه ماست، نه برا خدا. خدا میتونست همه چیز رو بذاره، هیچ چیز هم کم نکنه! نمیتونست؟!!!کلا تو این بحث بین من و شما، تا اینجا اینو فهمیدم که من دارم با صفت «قادر» خدا ادعا میکنم و شما با صفت «حکیم» همه چیز رو توجیه!

  25. مهندس پنگول جونی می‌گوید:

    نفهمیدیم خوب نیست. متوجه نشدید.;-)عرعری: منظورتون احتمالا تو متنه و اونجا که رو به خودم نوشتم. با خودم که تعارف ندارم! نفهمیدم دیگه!!!

  26. درسا می‌گوید:

    خدا خودش بیاد توضیح بده بهتره هی جزوه چاپ میکنه میده به اینو اونشاید چون اطلاع رسانی کمه و اگرم باشه چیزی به جز دروغ نیست ما اینطوری میفکریمکتاب الله اکبر رو خوندی؟من از وقتی خوندمش همین یه موچول اعتقادی هم که داشتم رفتعرعری: نه تو رو خدا! این یکی رو دیگه نذار بخونیم! همینقد که کافریم بسه!

  27. سعید می‌گوید:

    بحث من اینه، ما نمیتونیم با تکیه بر یه صفت نظر بدیم. با حکمت مطلق میدونه چه چیز بهترینه و با قدرت مطلق اون چیز رو خلق میکنه. هر چقدر هم که پیچیده و سخت باشه مهم نیست. چون با داشتن مجموع صفات، هیچ چیز سخت و پیچیده نیست. اگر انسان با همین مشخصاتی که داره بهترین باشه چی؟ برای پرتاب پر یه مرغ به بیشترین فاصله لازم نیست قویترین مرد دنیا این پرتاب رو انجام بده. کافیه این پر رو در جهت درست فوت کنیم. پس انسانی که قویترین شش رو داره بهترین فرد برای پرتاب پر مرغ به بیشترین فاصله هست و این قویترین شش رو به هیچ وجه نمیشه از ظاهرش تشخیص داد. کمال یه موجود تو قدرتش نیست بلکه تو هماهنگی اجزاش با همدیگه و هماهنگی خودش با محیط اطراف و هماهنگی کلیت سیستم با هدف سیستمه.عرعری: بحث من اصلا این نبود که خدا کامله یا نه! من به کمال مطلق بودن خدا اعتقاد دارم. بحث من فقط این بود که خدا «میتونست» کاملتر خلق کنه به طوری که به هیچ یک از صفاتش لطمه ای نخوره، هیچکس هم نفهمه، همه چیز هم سرجای خودش باشه و بعدش بازهم من و شما بشینیم اینجا و باز همین حرفا رو بزنیم! کلا هرجوری خلق میشد، باز ما حرف برا گفتن داشتیم، این توش شکی نیست! ولی برا من مهم این بود که نباید توسط برخی افراد نسبت به این بحثها جبهه گیری بشه و کافر بخونیمشون! میتونیم همینجوری که شما اومدی و تو بحث شرکت کردیم، با هم صحبت کنیم. شاید به نتیجه رسید. اینطوری قشنگتر نیست؟هدف از آفرینش رو هم تنها چیزی که میتونه قانعم کنه تنها اینه که چون علم من کامل نیست، پس نمیتونم درک کنم! همین.

  28. ... می‌گوید:

    مگه شما رو خدا خلق کرده ؟ شما بودی ببینی اولین نفر رو کی خلق کرده ؟ اصلا چرا خلق ؟ من کجام ؟ اینجا کجاست ؟ این …عرعری: نه آقا جان، شما به خودت سخت نگیر! کسی قرار نیست شما رو خلق کنه!

  29. سعید می‌گوید:

    اونی که سریع جبهه گیری میکنه و با واژه هایی مثل کافر و مشرک یا منافق و گمراه و … جواب میده لابد جوابی دیگه ای واسه گفتن نداره و از همین عصبانی و میترسه که یهو به کل اصولی که باباش اینا! بهش یاد دادن شک کنه و بره جهنم.از بحث باهات واقعا لذت بردم. ممنون.عرعری: ممنون سعید جان. ایشاا… فرصتی پیش بیاد بتونیم باهم بیشتر صحبت کنیم. واسه من هم بحث با شما واقعا لذت بخش بود.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.